أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
222
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
بسا خواننده ، آنچه را ما در فصل گذشته در بارهء موقعيت نفس زكيه در سال 145 در مكه گفتيم به خاطر داشته باشد . بعد از آن ، از مقتل شهدا در وادى فخ به سال 169 سخن گفتيم و اشاره كرديم كه دو تن از علويان توانستند از آن معركه بگريزند ؛ يكى ادريس بود كه توانست خود را به مغرب دور برساند و دولت ادريسيان « 1 » را در آنجا تأسيس كند . در اينجا بايد بيفزاييم كه اين فرارىها با توجه به نفوذى كه داشتند توانستند يارانى را از ميان شيعيان خود در كار نشر دعوت خود به صورت پنهانى در بلاد مختلف از سرزمين تحت سيطرهء عباسيان اعزام كنند . يكى از مشهورترين اين داعيان ، ميمون بن قداح بود كه كار نشر دعوت را در بلاد شام بر عهده داشت . گفتهاند كه او پايههاى مذهب اسماعيلى را درست كرد . برخى هم او را متهم كردهاند كه در كنار علايق شيعى ، گرايشهاى شعوبى داشت و به دنبال بازگرداندن نفوذ ايرانيان بود و كار را براى فرزندش عبدالله بن ميمون هموار مىكرد . « 2 » برخى گويند كه عبدالله بن ميمون عالم به تمامى شرايع و سنن بود ، چنان كه وى را به عنوان چهارمين نفر از چهار نفرى دانستهاند كه رسائل إخوان الصفا را كه در تاريخ اسلامى معروف است ، تأليف كرده است . « 3 » برخى هم مىگويند او مذهب شيعه را پذيرفت تا از آن وسيلهاى براى رسيدن به اهدافش در دعوت به ايرانىگرى استفاده كند . او زمانى كه در اهواز بود ، يكى از داعيان خود را به سواد كوفه فرستاد . وى با حمدان بن اشعث معروف به قرمط برخورد كرده ، او را در دعوت ابن ميمون داخل كرد و براى نشر
--> ( 1 ) . پيش از اين به آنان اشارتى داشتيم . ( 2 ) . خطط مقريزى ، ج 1 ، ص 341 . ( 3 ) . گروه اخوان الصفا سرّى از اسرار عقايد هستند و ما آنان را از افراط تبرئه نمىكنيم . اين جماعت صرفاً به عقل تكيهدارند و اسامى خود را پنهان داشتند تا راحتتر بتوانند فلسفهء عقلى خود را در شكل افراطى آن بسط دهند . شمار اين رسائل 52 رساله است كه در بيشتر آنها رموز و كنايات و اشارات باطنى كه به آن مذهب درآمدهاند ، وجود دارد و برخى از اين مطالب را در شناخت فلك و هندسه و طب و رياضى و موسيقى توسعه دادهاند . اينان سلسله مطالبى فراهم كردهاند كه امروزه مستشرقان آنها را اساس بسيارى از مباحث خود قرار دادهاند . بنگريد : عبقرية الفاطميين ، ص 19 و بعد از آن .